مجله یغما

۲۰ تیر ۱۳۹۳ ۶۴۵ بازدید ۰ دیدگاه

امروز لای وسایل قدیمی پیدایش کردم.
این مجلّه یغماست.
در این مجله از علامه همایی و استاد شفیعی کدکنی و اخوان بگیر تا دکتر معین مطلب می‌نوشتند...

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم...

۱۰ تیر ۱۳۹۳ ۱۳۸۸۶ بازدید ۲۳ دیدگاه

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم
تا اَخم کردم مطمئن شد دوستش دارم

واکرد درهای قفس را گفت: مختاری!
ترجیح دادم دست روی دست بگذارم

من برکه ای حقیر شدم، رود نیستم

۸ تیر ۱۳۹۳ ۷۳۰۲ بازدید ۹ دیدگاه

من برکه ای حقیر شدم، رود نیستم
امروز آن که باب دلت بود نیستم
حیف از طلا که خرج مطلّای من کنی
دیگر در این معامله پر سود نیستم

گلوی گازها را باز بگذار

۷ تیر ۱۳۹۳ ۵۸۱۲ بازدید ۶ دیدگاه

یک شب بیاور شمع و روشن کن اتاقم را
شب های بی انگیزه ی بی اتّفاقم را
یک شب بیا با هر چه گرما در بغل داری
از یک جنون آتش مهیا کن اجاقم را

بین رسیدن و نرسیدن ...

۴ تیر ۱۳۹۳ ۷۲۱۰ بازدید ۵ دیدگاه

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی‌
بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی‌
یک آسمان پرندگی‌ام دادی و مرا
در تنگنای «از تو پریدن‌» گذاشتی‌

به بوسه‌یی عطشم را بکش

۳۰ خرداد ۱۳۹۳ ۷۶۶۱ بازدید ۸ دیدگاه

ﺑﻪ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏِ ﺗﻨﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﻨﻢ
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺁﻣﺪﮔﯽﻫﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﯿﺮﻫﻦِ ﺗﻨﮓ، ﻭﻋﺪﻩﯼ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺗﻮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺍﻡ ﺧﻄﺮ ﻧﮑﻨﻢ؟...
 

افسانه

۲۷ خرداد ۱۳۹۳ ۵۸۵۶ بازدید ۴ دیدگاه

آورد سرنوشت‌، به اين داستان تو را 
آنروز خيره بود زمين و زمان تو را 
گفتند اتفاق مي‌افتي ولي هنوز 
نشنيده بودم از دهن اين و آن تو را 

آواره

۲۵ خرداد ۱۳۹۳ ۵۹۹۷ بازدید ۵ دیدگاه

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟

 

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن!
ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟

عروسک بازیگر

۲۴ خرداد ۱۳۹۳ ۵۱۹۴ بازدید ۱ دیدگاه

تن داده‌ام که رقص سرانگشت‌های تو
بندم کند، عروسکِ بازیگرم کنی

تکرار کردم آن‌چه تو می‌خواستی و آه
غافل شدم ازین‌که کسِ دیگرم کنی...

قهوه خانه (1)

۲۱ خرداد ۱۳۹۳ ۶۱۹۵ بازدید ۴ دیدگاه

این مست های بی سر وپا را جواب کن

امشب شب من است ،مرا انتخاب کن

مهمان من تمامی اینها و...پای من

قلیان وچای مشتریان را حساب کن

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی