انتقام از خویش
سرشناسم کرد تا حدی که او بشناسدم
۰ ۵۰
سرشناسم کرد تا حدی که او بشناسدم
هر نالهٔ داغداران، فکر تقاص هزارانبس تیغها آبداران، در خیسیِ آستینند
غزل حوت
هر طرف رو کن و تردید مکن سوی منی
عشق آنچه یافتی نیست…
ساقی عطش دارم…
چگونه بیرون از خاکت، برویَم از خود، ایرانا؟
عشق، مرا با تو واگذاشته چندی
«امشب شب من است، مرا انتخاب کن» از کتاب میخانۀ بیخواب / انتشارات فصل پنجم