پیش از من و تو
«پیش از من و تو و پدران تو، سالها»از کتاب «میخانهٔ بیخواب» / انتشارات فصل پنجم
«پیش از من و تو و پدران تو، سالها»از کتاب «میخانهٔ بیخواب» / انتشارات فصل پنجم
ساقی عطش دارم…
«هر قدر هم ساکت نشستن مشکلت باشد»از کتاب «روسری باد را تکان میداد» / انتشارات فصل پنجم
«دامیست که باید بکشاند به گناهم»از کتاب «چمدان معطل» / انتشارات فصل پنجم
«آهو ندیدهای که بدانی فرار چیست»از کتاب «میخانۀ بیخواب» / انتشارات فصل پنجم
كاشان آنلاين؛ مهدي فرجي، زاده 9 بهمن 58 در كاشان، از چهره هاي موثر و مهم شعر امروز كشور است...
دختری ظاهراً ثروتمند سوار بر ماشینی گرانقیمت تصادف میکند و کشته میشود.اینبار نه اسپک زده در زمین ما، نه گل زده، نه ماهواره فرستاده به هوا نه کاری به کسی داشته است، اتفاقاً هموطن ما هم بوده است...
چگونه بیرون از خاکت، برویَم از خود، ایرانا؟
و آمدیم که عاشق شویم و درگذریمکه راز زندگی و مرگ آدمی این بود
یک شب بیاور شمع و روشن کن اتاقم راشب های بی انگیزه ی بی اتّفاقم رایک شب بیا با هر چه گرما در بغل داریاز یک جنون آتش مهیا کن اجاقم را
هر نالهٔ داغداران، فکر تقاص هزارانبس تیغها آبداران، در خیسیِ آستینند
«چه احمقانه سزاوارِ بودنی با من»از کتاب «چمدان معطل» / انتشارات فصل پنجم