نم باران
نمِ باران نشسته روی شعرم... دفترم یعنی!نمی¬بینم تو را ابری¬ست در چشم تَرم یعنی
نمِ باران نشسته روی شعرم... دفترم یعنی!نمی¬بینم تو را ابری¬ست در چشم تَرم یعنی
ایرج عارف را کشت
هر نالهٔ داغداران، فکر تقاص هزارانبس تیغها آبداران، در خیسیِ آستینند
چگونه بیرون از خاکت، برویَم از خود، ایرانا؟
«باز کن در را، دوچشمِ پرشراب آوردهام»از کتاب «میخانهٔ بیخواب» / انتشارات فصل پنجم
دختری ظاهراً ثروتمند سوار بر ماشینی گرانقیمت تصادف میکند و کشته میشود.اینبار نه اسپک زده در زمین ما، نه گل زده، نه ماهواره فرستاده به هوا نه کاری به کسی داشته است، اتفاقاً هموطن ما هم بوده است...
كاشان آنلاين؛ مهدي فرجي، زاده 9 بهمن 58 در كاشان، از چهره هاي موثر و مهم شعر امروز كشور است...
اینکه ما همیشه فکر میکنیم شعرهای بزرگ از ابتدا وجود داشته است، یک خیال باطل نیست.مثلا غزل «سرو چمان من چرا...» یا «ترجیعبند سعدی» اینها وجود داشتهاند. از ازل هم وجود داشتهاند، تنها سعدی و حافظ زحمت چشم انداختن در خلاءِ بیانتهای هستی و...
رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم از کتاب «قرار نشد» / انتشارات فصل پنجم
زنی که عقل دارد عشق را باور نخواهد کرداز کتاب قرار نشد/ انتشارات فصل پنجم
«در ایـن نـبرد فـقط بیبی دلـت کـافیستبـرای کـشـتن پـنـجاهویـک ورق بــا هــم»از کتاب «میخانۀ بیخواب» / انتشارات فصل پنجم
«پیش از من و تو و پدران تو، سالها»از کتاب «میخانهٔ بیخواب» / انتشارات فصل پنجم