به بهانه سالمرگ حسین منزوی
و آمدیم که عاشق شویم و درگذریمکه راز زندگی و مرگ آدمی این بود
و آمدیم که عاشق شویم و درگذریمکه راز زندگی و مرگ آدمی این بود
یک شب بیاور شمع و روشن کن اتاقم راشب های بی انگیزه ی بی اتّفاقم رایک شب بیا با هر چه گرما در بغل داریاز یک جنون آتش مهیا کن اجاقم را
«کسی مسافرِ این آخرین قطار نشد»از کتاب «قرار نشد» / انتشارات فصل پنجم
«پیش از من و تو و پدران تو، سالها»از کتاب «میخانهٔ بیخواب» / انتشارات فصل پنجم
هر نالهٔ داغداران، فکر تقاص هزارانبس تیغها آبداران، در خیسیِ آستینند
چگونه بیرون از خاکت، برویَم از خود، ایرانا؟
ایرج عارف را کشت
كاشان آنلاين؛ مهدي فرجي، زاده 9 بهمن 58 در كاشان، از چهره هاي موثر و مهم شعر امروز كشور است...
دختری ظاهراً ثروتمند سوار بر ماشینی گرانقیمت تصادف میکند و کشته میشود.اینبار نه اسپک زده در زمین ما، نه گل زده، نه ماهواره فرستاده به هوا نه کاری به کسی داشته است، اتفاقاً هموطن ما هم بوده است...
«چه احمقانه سزاوارِ بودنی با من»از کتاب «چمدان معطل» / انتشارات فصل پنجم
در احوالات محمدعلی بهمنی
«عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی»از کتاب «شب بى شعر» | انتشارات نيماژ