هر قدر هم ساکت نشستن مشکلت باشد
حرف دلت تا می‌توانی دردلت باشد

گفت و گوی روزنامه صبا با مهدی فرجی:

غزل، زبان هنریِ روزگار ماست. البته که غزل باید در عین همه فهم بودن، فخامت هم داشته باشد. اما به هرحال مقوله عشق، مختص به مردمی که زبان کلاسیک را می فهمند نیست بلکه عشق، برای همه مردم است ولی خب نمی شود قبول کرد که یک غزل سرا، خودش را تاحد مردمِ کوچه و روزگار پایین بکشد.

روزی هم مثل شاگردی مشتاق روی نیمکت چوبی نشستم و برایش شعر خواندم. دوستی گفت: «جنس کلمات، از تو نبود.» گفتم: «جز به زبان امیر، گفت نیارم.»
هزارسال ادبیات فخیم فارسی را مخاطب قرار دادم و سرودم. در شأن او زبانی شایسته‌تر پیدا نکردم. آدم می‌تواند با معشوق، لطیف و خودمانی گفت‌وگو کند نه با محبوب. عشق چیزی‌ست و حُبّ چیزی.

 

ثبت نام دور جديد كارگاه شعر مهدي فرجي در مهرماه  ١٣٩٥

 

تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است
یاد دلنشینت ای امید جان
هر کجا روم روانه با من اس

 

آثار چاپ شده
انتشارات : فصل پنجم
سال انتشار : 1391
انتشارات : فصل پنجم
سال انتشار : 1386
انتشارات : نیماژ
سال انتشار : 1386
انتشارات : فصل پنجم
سال انتشار : 1392