هنوز بوسه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی من مثل قفل بر دهنش
هنوز انگشتم اسم رمزِ پیرهنش

هنوز خواهشِ بی‌آبروی چشمانش
هنوز نحوه‌ی دستوریِ صدا زدنش...

همیشه در دل همدیگریم و دور از هم
چقدر خاطره داریم با مرور از هم...

هر طرف رو کن و تردید مکن سوی منی
باز در «چشم‌‌رسِ» دیده‌‌ی پر سوی منی‌

تا ابد گر چه عزیزی ولی از یاد مبر
چشم من باشی ، در سایه ی ابروی منی...

کسی مسافرِ این آخرین قطار نشد

کسی که راه بیندازمش سوار نشد!

 

چقدر گل که به گلدان خالی ­ام نشکفت

چقدر بی ­تو زمستان شد و بهار نشد...

هر قدر هم ساکت نشستن مشکلت باشد
حرف دلت تا می‌توانی دردلت باشد

آثار چاپ شده
انتشارات : نیماژ
سال انتشار : 1386
انتشارات : نیماژ
سال انتشار : 1386
انتشارات : فصل پنجم
سال انتشار : 1394
انتشارات : نیماژ
سال انتشار : 1392