تشنۀ پرهیز
۲ ماه پیش
۰۴:۲۸ قبل از ظهر

تشنۀ پرهیز

«زنی که تشنه‌ی پرهیز یوسفی‌ست تنش»

 

 از کتاب چمدان معطل/ انتشارات فصل پنجم

عکس: سهراب پرواز

رسید خمره‌ای و چاره‌ی خمار نشد

گذشت نوبت گل دادنم، بهار نشد

 

زنی که تشنه‌ی پرهیز یوسفی‌ست تنش

به طفره رفتنم از عاشقی دچار نشد

 

زنی که اخمِ مرا خنده کرد، اما رفت... 

به تازیانه‌ی من رام شد، مهار نشد

 

زنی که لعنت من عاقبت به خیرش کرد

که خوار چشمِ من و چشمِ روزگار نشد

 

پر شکسته‌ای آورد باد، فهمیدم

کسی که از قفسم رَست، رستگار نشد

 

خودم گشودم و گفتم بیا و فتحش کن

حکومتی ست که با زور برقرار نشد

 

بیا، بیا دلکم! عشق، قصه‌اش تلخ است

کسی که با همه شد یار و با تو یار نشد

 

 

 

مهدی فرجی

 

اشعار

دیدگاه ها


اخ
نه رستگار نمیشه
یعنی نشد

مث بقیه اشعارتو عالیه

خیلی زیبا بود، به خصوص بیت دوم... :
پر شکسته ای آورد باد، فهمیدم
کسی که از قفسم رست، رستگار نشد...

این عالیه آفرین

سلام مهدی جان
بسیار زیبا بود خواندم و لذت بردم
زنی که اخم مرا خنده کرد

بسیار زیبا

عالی بود عالی زنده باد

درود . بسیار زیبا .bravo

تبریک میگم...اینقدر با شعراتون ارتباط برقرار کردم...

تو فضای مجازی ب جای اینکه از شعرای خودم...استفاده کنم...
از اشعار شما...وام میگیرم....برا کامنت ها.....

ممنونم......خ قشنگن

یک سحر ،

باز به بالین من آی ..

در کنارم بنشین ،

غربتم را بنگر....

دست در دست من دلشده بگذار ز مهر ،

رخصتی ده ،

که در اغوش تو نجوا بکنم ،

من به تو ،

محتاجم...!!!!



فاطمه دشتی..

سلام و ارادت !
مهدی عزیز برادر بزرگوار ! با شعرهای قشنگت مرا به اوج میبری ....
من همسن شما هستم و دستی بر قلم دارم اما نه مثل جنابعالی .....با این حال و کسب اجازه چند تا بیتی از آخرین نوشته هام رو براتون میذارم تا تفقدی کنید و نظر بدید و اگر صلاح دونستید باب دوستی مفتوح بشه عزیز دل من :
ای کوچک میان ِدو انگشتِ دستِ من!
وی مـــــهربانترین ، غزلهــــایِ روشنی !

ای ساکت و خمیده به گلزار معرفت...
وی با صفا ترین ِ نفسهای دشمنی...!

این کام آخر است!!!وین رقصهایِ دود...
در مرگِ بی صدا دقیقا" تو چون منی !

در این جدالِ عاشقانه بی های و هو ولی
میسوزمت که برایم تو یکتا و مــُتقنی!!!

فدای تو به امید پاسخی از شما عزیزم

حال من خوب است وبا شعرات بهتر میشود......

باسلام وادب،ستودني است حضرت شاعر!قالب اين شعر ترانه است؟ياد يك مصرع از شما افتادم كه دوستش دارم"لا حول ولا قوة الا بتغزل"چه كنيم شما خلق شده اي براي غزل وغزل هم براي شما..وبااين غزل ها چه غزال ها دربند...

مرسی..خیلی قشنگ بود

سلام...
بسیار زیبا و ستودنی..