دام گناه
۱ ماه پیش
۰۴:۲۸ قبل از ظهر

دام گناه

«دامی‌ست که باید بکشاند به گناهم»

از کتاب «چمدان معطل» / انتشارات فصل پنجم

دامی‌ست که باید بکشاند به گناهم
سيبی که تو انداخته باشی سرِ راهم

«ما از تو به‌غیر از تو نداریم تمنا»
من لال شوم از تو به‌غیر از تو بخواهم

با عقل چه خوبی که نکردم سرِ یک عشق
از چاله درآوردم و انداخت به چاهم

یک عمر تو رفتی و من از راه رسیدم
خورشید سفر کرد و نفهمید که ماهم

ای ابر نکن! برکه‌ی دل‌مُرده‌یی آن زیر
دل بسته به پیدا شدن گاه‌به‌گاهم

 

 

مهدی فرجی

اشعار

دیدگاه ها


خیلی قشنگ خیلی خیلی


سلام روز و روزگار برشما خوش

فوق العاده بود استاد..

تا خرمنت نسوزد،
تشویش ما ندانی...

عالی حرف نداش

Perfect..

Salam va arze adab...binahayat ziba bud in sher....daruni azad va raha az cheshidane tame eshgh mifahme in kalamat ro kenare ham.....payande bashid

دامیست که باید بکشاااند به گناهمم واااااییییی جای هیچ‌حرفی باقی نمیزازید استاد

عالی عالی ممنون

خیلی خوب بود.

خیلی خوب بود.

سلام بنده هم تازه با شما آشنا شدم.غزلهای زیبایی دیدم که از عمق دل بود.و یک تفاهم در عشق به استاد شفیعی کدکنی؛کنکورم را که بدهم (برکه ای می شوم برای ماه ها)

احسنت بزرگوار

سلام.طرب انگیز و دلنشین بود..

سلام
امروز خیلی اتفاقی با اشعارتون آشنا شدم،تبریک میگم.واقعا عالی ان
بدجور دل آدمو غلغلک میدن

به به ه ه ه
دل بسته به پیدا شدن گاه‌به‌گاهم....
عالی عالی عالـــــــــــــی

بسیاااار عااالی
موفق باشید

عالی