بین رسیدن و نرسیدن ...

۴ تیر ۱۳۹۳ ۷۲۱۰ بازدید ۵ دیدگاه

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی‌
بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی‌
یک آسمان پرندگی‌ام دادی و مرا
در تنگنای «از تو پریدن‌» گذاشتی‌

گلوی گازها را باز بگذار

۷ تیر ۱۳۹۳ ۵۸۱۲ بازدید ۶ دیدگاه

یک شب بیاور شمع و روشن کن اتاقم را
شب های بی انگیزه ی بی اتّفاقم را
یک شب بیا با هر چه گرما در بغل داری
از یک جنون آتش مهیا کن اجاقم را

من برکه ای حقیر شدم، رود نیستم

۸ تیر ۱۳۹۳ ۷۳۰۲ بازدید ۹ دیدگاه

من برکه ای حقیر شدم، رود نیستم
امروز آن که باب دلت بود نیستم
حیف از طلا که خرج مطلّای من کنی
دیگر در این معامله پر سود نیستم

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم...

۱۰ تیر ۱۳۹۳ ۱۳۸۸۶ بازدید ۲۳ دیدگاه

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم
تا اَخم کردم مطمئن شد دوستش دارم

واکرد درهای قفس را گفت: مختاری!
ترجیح دادم دست روی دست بگذارم

مجله یغما

۲۰ تیر ۱۳۹۳ ۶۴۶ بازدید ۰ دیدگاه

امروز لای وسایل قدیمی پیدایش کردم.
این مجلّه یغماست.
در این مجله از علامه همایی و استاد شفیعی کدکنی و اخوان بگیر تا دکتر معین مطلب می‌نوشتند...

بی من

۲۹ تیر ۱۳۹۳ ۶۸۳۷ بازدید ۴ دیدگاه

اسیر یک قفس خانگی ست پروازت
دروغ گفته ای از عشق و جای دلبازت

نشانِ رد شدن از میله میله ی قفس است
اگر بریده بریده ست بی من آوازت...

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی