قهوه خانه (1)

۲۱ خرداد ۱۳۹۳ ۶۴۳۳ بازدید ۴ دیدگاه

این مست های بی سر وپا را جواب کن

امشب شب من است ،مرا انتخاب کن

مهمان من تمامی اینها و...پای من

قلیان وچای مشتریان را حساب کن

عروسک بازیگر

۲۴ خرداد ۱۳۹۳ ۵۴۰۷ بازدید ۱ دیدگاه

تن داده‌ام که رقص سرانگشت‌های تو
بندم کند، عروسکِ بازیگرم کنی

تکرار کردم آن‌چه تو می‌خواستی و آه
غافل شدم ازین‌که کسِ دیگرم کنی...

آواره

۲۵ خرداد ۱۳۹۳ ۶۲۱۰ بازدید ۵ دیدگاه

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟

 

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن!
ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟

افسانه

۲۷ خرداد ۱۳۹۳ ۶۰۶۸ بازدید ۴ دیدگاه

آورد سرنوشت‌، به اين داستان تو را 
آنروز خيره بود زمين و زمان تو را 
گفتند اتفاق مي‌افتي ولي هنوز 
نشنيده بودم از دهن اين و آن تو را 

به بوسه‌یی عطشم را بکش

۳۰ خرداد ۱۳۹۳ ۷۸۹۷ بازدید ۸ دیدگاه

ﺑﻪ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏِ ﺗﻨﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﻨﻢ
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺁﻣﺪﮔﯽﻫﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﯿﺮﻫﻦِ ﺗﻨﮓ، ﻭﻋﺪﻩﯼ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺗﻮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺍﻡ ﺧﻄﺮ ﻧﮑﻨﻢ؟...
 

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی