قهوه خانه (1)

۲۱ خرداد ۱۳۹۳ ۶۱۸۵ بازدید ۴ دیدگاه

این مست های بی سر وپا را جواب کن

امشب شب من است ،مرا انتخاب کن

مهمان من تمامی اینها و...پای من

قلیان وچای مشتریان را حساب کن

عروسک بازیگر

۲۴ خرداد ۱۳۹۳ ۵۱۸۷ بازدید ۱ دیدگاه

تن داده‌ام که رقص سرانگشت‌های تو
بندم کند، عروسکِ بازیگرم کنی

تکرار کردم آن‌چه تو می‌خواستی و آه
غافل شدم ازین‌که کسِ دیگرم کنی...

آواره

۲۵ خرداد ۱۳۹۳ ۵۹۹۰ بازدید ۵ دیدگاه

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟

 

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن!
ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟

افسانه

۲۷ خرداد ۱۳۹۳ ۵۸۴۹ بازدید ۴ دیدگاه

آورد سرنوشت‌، به اين داستان تو را 
آنروز خيره بود زمين و زمان تو را 
گفتند اتفاق مي‌افتي ولي هنوز 
نشنيده بودم از دهن اين و آن تو را 

به بوسه‌یی عطشم را بکش

۳۰ خرداد ۱۳۹۳ ۷۶۵۴ بازدید ۸ دیدگاه

ﺑﻪ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏِ ﺗﻨﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﻨﻢ
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺁﻣﺪﮔﯽﻫﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﯿﺮﻫﻦِ ﺗﻨﮓ، ﻭﻋﺪﻩﯼ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺗﻮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺍﻡ ﺧﻄﺮ ﻧﮑﻨﻢ؟...
 

بین رسیدن و نرسیدن ...

۴ تیر ۱۳۹۳ ۷۲۰۱ بازدید ۵ دیدگاه

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی‌
بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی‌
یک آسمان پرندگی‌ام دادی و مرا
در تنگنای «از تو پریدن‌» گذاشتی‌

گلوی گازها را باز بگذار

۷ تیر ۱۳۹۳ ۵۸۰۲ بازدید ۶ دیدگاه

یک شب بیاور شمع و روشن کن اتاقم را
شب های بی انگیزه ی بی اتّفاقم را
یک شب بیا با هر چه گرما در بغل داری
از یک جنون آتش مهیا کن اجاقم را

من برکه ای حقیر شدم، رود نیستم

۸ تیر ۱۳۹۳ ۷۲۹۳ بازدید ۹ دیدگاه

من برکه ای حقیر شدم، رود نیستم
امروز آن که باب دلت بود نیستم
حیف از طلا که خرج مطلّای من کنی
دیگر در این معامله پر سود نیستم

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم...

۱۰ تیر ۱۳۹۳ ۱۳۸۷۷ بازدید ۲۳ دیدگاه

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم
تا اَخم کردم مطمئن شد دوستش دارم

واکرد درهای قفس را گفت: مختاری!
ترجیح دادم دست روی دست بگذارم

مجله یغما

۲۰ تیر ۱۳۹۳ ۶۳۸ بازدید ۰ دیدگاه

امروز لای وسایل قدیمی پیدایش کردم.
این مجلّه یغماست.
در این مجله از علامه همایی و استاد شفیعی کدکنی و اخوان بگیر تا دکتر معین مطلب می‌نوشتند...

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی