حرف دل

۲۲ آذر ۱۳۹۵ ۵۲۳۸ بازدید ۲ دیدگاه

هر قدر هم ساکت نشستن مشکلت باشد
حرف دلت تا می‌توانی دردلت باشد

یک عمر در گفتن دویدی٬ کوله بارت کو؟
این سهم خیلی کم نباید حاصلت باشد

حالا که این‌قدر از تلاطم خسته‌ای برگرد
اما اگر خاکی بخواهد ساحلت باشد!

تا وقت مردن روی خوشبختی نمی‌بینی
تا درد و رنج آغشته با آب و گلت باشد

احساس غربت میکنی وقتی‌که شوقی نیست
حتی اگر یک عمر جایی منزلت باشد

اصلاً بگو کی در ازای شعر نان داده؟
یاخنده ای٬ حرفی ...که شاید قابلت باشد

از گفتنی ها با تو گفتم بعد از این بگذار
دست خود دیوانه‌ات(یا عاقلت) باشد

امروز و فردا می‌کنی؟ امروز یا فردا
یک‌دفعه دیدی وقت مهر باطلت باشد

بر شانه‌هایت باز دنبال چه می‌گردی؟
انگیزه پرواز باید در دلت باشد

آن‌روزها گفتم/ نشر نیماژ

دسته بندی ها اشعار
درج دیدگاه شما
عاطفه ۲ سال پیش
عاطفه
خیییلی عالی
محبوبه ب ۳ سال پیش
محبوبه ب
بیت آخرپرازمفهمومه مرسی

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی