شوق پرکشیدن است در سرم قبول کن

۸ تیر ۱۳۹۴ ۷۱۷۱ بازدید ۷ دیدگاه

شوق پرکشیدن است در سرم قبول کن
دل‌شکسته ام اگر نمیپرم قبول کن

این که دور دور باشم از تو و نبینمت
جا نمی‌شود به حجم باورم، قبول کن

گاه، پر زدن در آسمان شعرهات را
از من، از منی که یک کبوترم قبول کن

در اتاق رازهای تو سرک نمی‌کشم
بیش از آنچه خواستی نمی‌پرم، قبول کن

قدر یک قفس که خلوتت به هم نمی‌خورد
گاه نامه میبرم میآورم، قبول کن

گفته ای که عشق ما جداست، شعرمان جدا
بی تو من نه عاشقم، نه شاعرم، قبول کن

آب …
وقتی آب این قدر گذشته از سرم
من نمی‌توانم از تو بگذرم، قبول کن

 

دسته بندی ها اشعار
دلشده ۵ سال پیش
دلشده
هر چه هستي باش اما كاش... در انتخاب تصاوير دقت مي كرديد تا برخي همچو من، ميتوانستيم همچنان در خيالاتمان فكر كنيم كه شما كلمات بلند را براي بيان مفاهيم كوتاه استخدام نمي كنيد.بابت سروده هاي خوبتون،فقط خوباشا!ممنون
شیوا دیزاینر ۵ سال پیش
شیوا دیزاینر
اوج احساس های عاشقانه دست مریزاد شاعر خوبم
زینب ۵ سال پیش
زینب
نمیدونم برای اینکه یه شعرو بفهمی باید حتما شاعر باشی یا اینکه در اون حس و حال رو تجربه کرده باشی, من شاعر نیستم ولی بعد از خوندن این شعر خیلیییی حس خوبی دارم
elahe ۵ سال پیش
elahe
من واقعا با خوندن شعراتون ب اوج میرسم.
نازافرین ۴ سال پیش
نازافرین
فوق العاده است فوق العاده قشنگ بود
سمانه ۳ سال پیش
سمانه
این شعر فوق العاده زیباست...
سیدغریب سیدی ۲ سال پیش
سیدغریب سیدی
خیلی عالی بود

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی