من برکه ای حقیر شدم، رود نیستم

۸ تیر ۱۳۹۳ ۷۴۹۷ بازدید ۹ دیدگاه

من برکه ای حقیر شدم، رود نیستم
امروز آن که باب دلت بود نیستم

حیف از طلا که خرج مطلّای من کنی 
دیگر در این معامله پر سود نیستم

در شعله ام جسارت "بَرد و سلام" نیست
"ویل" عذابم آتش نمرود نیستم

من شاعرم چه سود که "سعدی" نمی شوم
من "مهدی" ام دریغ که موعود نیستم

من بر صلیب مُردم و دیگر نمی دمم
باور بکن ستاره ی داوود نیستم

دیگر گذشت دوره ی بالا نشینی ام
خاکسترم به آتش تو، دود نیستم

می سوزم و نمی شنوی، بیش از این مخواه
این شعله بی صداست، نی و عود نیستم

بگذار و بگذر از من و بگذار بگذریم
من دیگر آن که باب دلت بود نیستم

دسته بندی ها اشعار
کاوه ۶ سال پیش
کاوه
داری موعود شعر میشوی...
غلامحسین ۶ سال پیش
غلامحسین
سلام. شعرهاتون اذیتم میکنه. از بس که فوق العاده س، منو یاد یه نامرد میندازه... عالی مینویسید... ولی کاش منو یاد اون نمینداخت...
faride ۶ سال پیش
faride
kheili khub amma kash kamtar az talmih estefade beshe
رضوان امامدادی ۶ سال پیش
رضوان امامدادی
من شاعرم چه سود که "سعدی" نمی شوم من "مهدی" ام دریغ که موعود نیستم عااااااااااااااالی
سحر ۶ سال پیش
سحر
حرفی ندارم معرکه ان فقط همین
PM ۶ سال پیش
PM
بسیاااار عالی.
زهرا ۵ سال پیش
زهرا
سلام. شعرهایتان را بسیار دوست دارم. فقط چرا این قدر زمینه ی این جا سیاه و تیره است. خواندن مطالب چشم را اذیت می کند. شرمنده از این اظهار نظر و موفق باشید....
نیلوفر ۵ سال پیش
نیلوفر
شعر های شما واقعا زیبا هستن... رقص قلم زیبایی دارین... موفق باشین..
عليرضا ۴ سال پیش
عليرضا
يرخي اشعارتان واقعا زيباست كتاب "شب بي شعر" فوق العاده ست

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی