به بوسه‌یی عطشم را بکش

۳۰ خرداد ۱۳۹۳ ۷۸۴۵ بازدید ۸ دیدگاه

ﺑﻪ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏِ ﺗﻨﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﻨﻢ
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺁﻣﺪﮔﯽﻫﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﯿﺮﻫﻦِ ﺗﻨﮓ، ﻭﻋﺪﻩﯼ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺗﻮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺍﻡ ﺧﻄﺮ ﻧﮑﻨﻢ؟

ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪﯾﯽ ﻋﻄﺸﻢ ﺭﺍ ﺑﮑُﺶ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ
ﻣﺮﺍ ﻣﺠﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﻟﺐ ﺑﻪ ﺁﺏ، ﺗﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﻣﺮﺍ ﺑﺮﯾﺰ ﺑﻪ ﭘﯿﻤﺎﻧﻪ، ﻋﻬﺪ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ
ﮐﻪ ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ، ﻧﻨﻮﺷﯿﺪﻩﺍﯼ ﺍﺛﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﺍﮔﺮ ﻧﺴﯿﻢ ﺷﻮﻡ ﻧﺮﻡ ﻧﺮﻡ ﻣﯽﺁﯾﻢ
ﭼﻨﺎﻥﮐﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﺧﺒﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﺗﻮ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺧﯿﺮ ﺑﮕﻮ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﺏ، ﻣﯽﻣﯿﺮﻡ
ﺷﺒﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺍﮔﺮ ﺳﺤﺮ ﻧﮑﻨﻢ

دسته بندی ها اشعار
ژاله رسولی ۶ سال پیش
ژاله رسولی
بیست بیست
روح الله دارا ۶ سال پیش
روح الله دارا
بار دیگر درود،و البته با حال و هوای دیگری صریح و بى پرده تر سروده اید.پیروز باشید.
مهدی فرجی "ثانی" ۶ سال پیش
مهدی فرجی "ثانی"
بسیار عالی و شاهکار
سیمین ۶ سال پیش
سیمین
اگر نسیم شوم نرم نرم می آیم/ چنانکه پنجره و پرده را خبر نکنم
امين ۶ سال پیش
امين
درود بر شما! لذت بردم از خوندن اشعار زيباتون آرزوي بهروزي دارم جناب فرجي
مریم ۶ سال پیش
مریم
آخه این چه سحریه تو کلام شما اینقدر زیبا به دل می شینه
مهدی عرب نژاد ۶ سال پیش
مهدی عرب نژاد
سلام واقعاّ اشعار بسیار زیبائی است . ممنونم از زهرای عزیزم که مطالععه ی اشعار شما رو به من توصیه کرد.
لی لی ۵ سال پیش
لی لی
عاااااااااااااااالی امان از عاشقی من کاش بشه

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی