پریدی از من و رفتی به آشیانه ی کی؟

۱۲ شهریور ۱۳۹۳ ۵۸۴۴ بازدید ۶ دیدگاه

پریدی از من و رفتی به آشیانه¬ی کی؟
بگو کجایی و نوک می¬زنی به دانه¬ی کی؟

هوای گریه که تنگ غروب زد به سرت
پناه می¬بری از غصّه¬ها به شانه¬ی کی؟

شبی که غمزده باشی تو را بخنداند
ادای مسخره و رقصِ ناشیانه¬ی کی؟

اگر شبی هوسِ یک هوای تازه کنی
فرار می¬کنی از خانه با بهانه¬ی کی؟

تو مست می¬شوی از بوی بوسه¬ی چه کسی؟
تو دلخوشی به غزل¬های عاشقانه¬ی کی؟

اگر کمی نگرانم فقط به¬خاطرِ این
که نیمه شب نرساند تو را به خانه یکی!

دسته بندی ها اشعار
رویا ۶ سال پیش
رویا
بین هر بیت ِ این شعر ؛ یک نفسِ عمیق کشیدم و اشکامو پاک کردم.
مریم ۶ سال پیش
مریم
عالی بوداستاد...
بیتا فرزین ۶ سال پیش
بیتا فرزین
چند وقته که از دستِ من رفتی چند وقته اوضام درب و داغونه اسمم یه چیـز دیگه بود اما دکتر صدام میزنه: دیـوونه ..!! اشعارتون ناب ِ ناب ِ ناب ِ بی نظیر و دلنشین
ساندخت ۵ سال پیش
ساندخت
چندسالی هست کاشان زندگی میکنم کنار باغ فین گویی این شهر عادت کرده به ازدست دادن خوبان...
مهدیه ۲ سال پیش
مهدیه
نفسم گرفت واقعاقشنگ بود
زهرا ۴ سال پیش
زهرا
این شعر هوای بارانی و دلچسبی داره

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی