من آمده ام فاتح دنیای تو باشم

۲۶ بهمن ۱۳۸۷ ۷۸۳۰ بازدید ۵ دیدگاه

من آمده ام فاتح دنیای تو باشم
تا گام نخستین به بلندای تو باشم
تو قله ی برفی و نفس گیر تر از مرگ 
می خواهم از این دامنه هم پای تو باشم
با من؛ که تو آغوش اگر واکنی امروز 
مصلوب شوم بر تو؛ مسیحای تو باشم
با شاعر در بند جنون تو گرفتار
می سوزم و می سازم اگر جای تو باشم
خورشیدَمی و عادت هر روزه ام این است؛
یک پنجره مبهوت تماشای تو باشم

 

دسته بندی ها اشعار
مژگان اسدپور ۶ سال پیش
مژگان اسدپور
شاعر شده ایی مبتلایم بکنی ؟ با گامهای بلند شعرت دچارم بکنی؟ مسیحا هستی و دمت شاعر می کندم ! ساز می نوازم به تک تک گام هایت می نازم !
لیلا ۵ سال پیش
لیلا
شاعر شده ایی که مبتلایم بکنی ؟ با دلبری و شعر دچارم بکنی؟ ای مسیحای من و ای دم تو شعر پزان!! شاعر شده ام که باز فتحم بکنی !
نازافرین ۴ سال پیش
نازافرین
من امده ام فاتح دنیای تو باشم عالی بود
باخیش ۴ سال پیش
باخیش
با شاعر در بند جنون....نه نمی ارزد عیسی بشود غرق به خون....نه نمی ارزد تو آمدی اما چقدر دیر رسیدی این قصه پر از چند و چون....نه نمی ارزد
محسن شفاعت پناه جهرمی ۳ سال پیش
محسن شفاعت پناه جهرمی
همه چیز عالی . شعر که همیشه عالی و سایت هم عالیست

سبد خرید 0

سبد خرید شما خالی است

مهدی فرجی

مهدی فرجی