مي بيني ام وقتي به مويم برف غم باشد...

مي بيني ام وقتي به مويم برف غم باشد
روزي كه پشتم مثل پشت كوه خم باشد

با تو شبي از حسرت امروز خواهم گفت
وقتي كه حرفم محض پيري محترم باشد

مي گويم از روزي كه خوردم حرفهايم را
ترجيح ميدادم كه نانم در قلم باشد

روزي كه گريان از خيابان آمدي گفتي
نفرين به شهري كه سگي در هر قدم باشد

يادت مي آرم گفتي اميد بهاري نيست
وقتي زمستان و زمستان پشت هم باشد

آن روز وقتي سروهاي سبز را ديديم
شكرخدا شب رفته بايد صبحدم باشد

چاي از دهان افتاد ول كن شايد آن فرصت
روزي براي كودكانت مغتنم باشد

ميخواستم از بوسه بنويسم هراسيدم
توي كتابم بيتي از اين شعر كم باشد


مهدي فرجي
بازدیدها : 13781
روح الله دارا : ۱۶ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۴۰
درود بر شما..سر افراز باشید
ساندخت : ۱۷ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۲۳
زیبا
سحر : ۱۷ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۴۵
عالی بود عــــــــــــــــــــــالی
محمود : ۶ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۲۸
به به .... آقا استاد مهدی
عالی بود .
کاشان معدن شعر است و ...
عادل فنائی : ۱۰ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۰۲:۵۰
سلام . استاد فرجی گرامی . . .
گرمی نفستان از لا بلای بیت به بیت اشعارتون کاملا احساس می شود . شعرهایتان بوی تازگی دارد . همیشه داغ داغ . یکی از دیگری پور شورتر . دلم را می بری , مخصوصا : در لباس ابی از من بیشتر دل می بری . . .
برایتان طول عمر باعزت و لحظه های شاد و سلامتی دل و تن آرزومندم . موفق هستید در اوج سیر کنید . . .
من هم گاهی دست به قلم می شوم . نمونه دل نوشته هایم را در وبلاگ :
http://adelfanaei.blogsky.com/
درج می کنم . اگر دوست داشتید و ممکنتان بود به کلبه مجازی محقرانه من هم تشریف بیاورید و با شعر و ترانه از خود پذیرایی کرده و لطفا راهنماییم بفرمایید . . .
سپاس گزارم . . .
درود گرامی مانا باشید. : ۲۰ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۰۵
مدتهاست غزل های عسل ریز شما رو دنبال میکنم ولذت میبرم و تبریک میگم بزرگوار به این احساس لطیف و روح سرشارتان..
پایدار باشید گرامی
hani : ۲۱ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۰۸
مثل همیشه حرفی برای گفتن نمیذارین
س.م.م : ۲۷ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۴۲
خیلی ظریف به موضوع ممیزی اشاره کردینا!
مریم.. : ۲۲ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۰۶
استاد...
بپرس ان دستهاااای هرزه ی اماده ی چیدن...کجا بودند وقتی کالیت را تاب اوردم...این بیت ...خیلی وقتها... بغض گلوگیری نصیبم کرد...
مجتبی یوسفی : ۲۴ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۲۲:۳۶
سلام ....اشعار زیبایی دارید وعشقتان به استاد شفیعی که در شعرتان تبلور یافته زیباترو وقتی شعر را در مقابل استاد میخواندید زیباترین صحنه ی استاد شاگردی بود...پایدار باشید....
سمانه : ۳ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۰۲
بسیار عالییییییی
نازافرین : ۱۶ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۰۰
درود برشما عالی بود
موفق باشید
وحید : ۲ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۰۰:۵۵
عالی بود استاد.لذت دارد کلام شما
مروج : ۲۴ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۴۳
با سلام لذت بردم.
دعوتید به وبلاگ من...
منا مولاپناه : ۴ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۰۱
تن خسته از آنم که می گویم
پژمرده تر از اینکه می بینی
بر صورتم امیدها زردند
لبخندها برچسب تزئینی

من بارها دنبال من گشتم
در کوچه هایی سرد و بارانی
من سالها بی همسفر بودم
با زخمهای باز نادانی

(سارا ابراهیمی)
یوسف ثانی : ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۰۰:۳۹
سلام
من گاهی با خواندن اشعار شما و بدون اجازه شما شعر میگم و بیت یا مصرعی از شما در شعرم میگنجانم
بهنام : ۱۸ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۲
به قول خودم هرشعرتو اهویی به زنجیر کشیده... اما من بهترم استاد.
صفورا : ۱۹ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۳۷
مي گويم از روزي كه خوردم حرفهايم را

.............ترجيح ميدادم...........
زینب : ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۳۴
من که همه شعرهای شما رو خوندم و دوست دا رم چرا با این یکی نتونستم ارتباط برقرار کنم?
ابوالفضل بانی : ۶ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۱۱
آقای فرجی عزیز .بهد از سالها دوباره فرصتی شد تا شعرهای ناب شما را بخوانم .یادش به خیر کاشان ورضوان .
محمد چهرازی : ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۴:۲۱
سلام اقا فرجی
بودنت در هامبورگ المان و نوای اشعارت باخود مهر مادرم را اورد ، برف روی موهایتان با چای قهوه خانه ات خاطرات پدرم را زنده کرد
بزرگوارباشد که همیشه نوای اشعارت را با صدای گرمت لمس کنم
نرگس : ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۲۷
سلام شما عالي هستين استاد كاش منم روزي مثل شما بشم
زنی : ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۰:۲۰
شور غم عشقش چنین حیف است پنهان داشتن...

زنی : ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۰:۲۰
شور غم عشقش چنین حیف است پنهان داشتن...

e : ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۰:۲۲
شور غم عشقش چنین حیف است پنهان داشتن...

mohammad : ۶ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۳:۲۳
ﺗﺎ ﺍﻵﻥ ﺑﻬﺘﺮﯾﻨﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﻧﺪﻡ
ﯾﻪ ﺣﺴﯽ ﺑﻬﻢ ﺩﺍﺩ ﯾﺎﺩ
ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ . . .
ﻋﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ
ارسال دیدگاه