كفش‌هايم كجاست‌؟ می‌خواهم بی‌خبر راهی سفر بشوم‌

كفش‌هايم كجاست‌؟ می‌خواهم بی‌خبر راهی سفر بشوم‌ 
مدتی بی‌بهار طی بكنم دو سه پاييز دربدر بشوم‌ 

خسته‌ام از تو، از خودم‌، از ما؛ «ما» ضمير بعيدِ زندگی‌ام‌ 
دو نفر انفجار جمعيت است پس چه بهتر كه يك نفر بشوم‌ 

يك نفر در غبار سرگردان‌، يك نفر مثل برگ در طوفان‌ 
می‌روم گم شوم برای خودم‌، كم برای تو درد سر بشوم‌ 

حرفهای قشنگ پشت سرم آرزوهای مادر و پدرم‌ 
آه خيلی از آن شكسته‌ترم كه عصای غم پدر بشوم‌ 

پدرم گفت‌: «دوستت دارم‌، پس دعا می‌كنم پدر نشوی» 
مادرم بيشتر پشيمان كه از خدا خواست من پسر بشوم‌ 

داستانی شدم كه پايانش مثل يك عصر جمعه دلگير است‌ 
نيستم در حدود حوصله‌ها، پس چه بهتر كه مختصر بشوم‌ 

دورها قبر كوچكي دارم بی‌اتاق و حياط خلوت نيست 
گاه‌گاهی سری بزن نگذار با تو از اين غريبه‌تر بشوم


مهدی فرجی
میخانه‌ی بی‌خواب / انتشارات فصل پنجم
بازدیدها : 5243
hani : ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۰۸
عالیه
عالیه
نمیدونم غیر از این چی بگم...
روح الله دارا : ۲ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۲۵
درود بر مهدی فرجی عزیز با شعرهای زیبایش. خوشحال میشم به وبلاگم به نام شاعری در تاکسی قدم رنجه بفرمایید.
علیرضا گل کار : ۴ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۴۸
عالی چون همیشه
علی اکبر امامی : ۵ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۳۱
بسیار خوب ، دست مریزاد
رسپینا : ۵ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۵۵
خانه نو مبارک
رسپینا : ۵ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۲۶
با اشتیاق منتظر سروده های زیبای شما هستم.
برگ سبزیست:
http://www.xum.ir/images/2014/08/27/respina-respina.jpg
نرگس : ۱۲ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۶
مرسی
فرشید مسگرانکریمی : ۱۴ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۳۱
آقای فرجی سلام:
آشیانه نو ات مبارک. خوش سلیقیده اید!
" زاده شدم
با دلی هوایی
زمینیان
دلبری نمی دانند"
محمدعلی جهادیده : ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۰۰
سلام استاد.
ممنون میشم به وب من بیاین و شعرهامو نقد کنید.
موفق باشید.
sheeroghazal.blogfa.com
چشم انتظار : ۲۴ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۴۰
سلام...شعراتون خیلی به دل میشینه.....
امیدوارم بیشتر بسرایید که منم بیشتر بتونم بذارم تووبم.........موفق و موید باشید
یاحق
حمید شیخییان.فرهاد : ۱ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۵
جناب فرجی عزیز.دوست قدیمی سلام.دلم براتون خیلی تنگ شده.ولی شعرهاتون رو که مرور میکنم یه حس خوبی بهم دست میده.ولی.....
محمد دیدن و موسی شنیدن...
شنیدن کی بود مانند دیدن....
به امید روزی که دوباره همدیگه رو ببینیم
ارسال دیدگاه