روزی آخر تو مرا شیخِ اجل می­خوانی

روزی آخر تو مرا شیخِ اجل می­خوانی

روز میلاد مرا روز غزل می­خوانی

 

شب به شب، بیت به بیتِ غزلیّاتم را

درِ گوشِ پسرت جای مَثَل می­خوانی

 

اگر اخبار نخواندی خبرِ مرگم را

شبی از پچ پچه ­ی اهل محل می­خوانی

 

باد، آموخته هر روز نوازش بکند

شاعری را که تو هرشب به جدَل می­خوانی

 

جادویی هست در این شعر که لذت نبری

بعد از این غیرِ من از هرکه غزل می­خوانی


مهدی فرجی
قرار نشد / انتشارات فصل پنجم
بازدیدها : 7996
سمیرا : ۷ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۵
سلام .مثل همیشه مسحور شوک بیت آخر شعرتون هستم. ممنون از این همه جمله ی در ذهن حک شدنی .
روح الله دارا : ۱۳ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۴۸
درود بر شما.همواره از زبان صريح و شيرينتان لذت برده ام.
ریحانه احمدمیری : ۲۲ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۴۲
سلام .. جناب فرجی مثل همیشه بی نظیر ..
من عاشق این شعرم .. شعراتون برای من یادآور بهترین خاطره هاست .. مانا باشید و پایا ..
تبسم : ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۴
چیزی جز حیرت ندارم که بیان کنم...عالی بود و حیرت انگیز...
صدیقه کشتکار : ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۰۱:۱۷
عالی بود عالی استاد بزرگ. موفق باشید.
مژگان : ۲۰ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۱۸
مثل بقیه شعرها ی شما عالی بود این غزل .
مژگان اسدپور : ۱۲ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۰۶:۲۹
درود شاعر
شما جزو معدود شاعرانی هستید که من واژه به واژه شعرهایتان را ستایش می کنم و هرچه بیشتر و بیشتر با زیبا سروده هایتان آشنا می شوم ...برخود می بالم که شاعر معاصر نسل من در سرزمین مادریم هستید ! و بر شما افتخار می کنم .... درود بی کران سپاس فراوان ...
علي اسدي : ۱۲ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۷
باسلام وادب،چند سال پيش در برنامه تلوزيوني راديو هفت يه غزل شنيدم كه نفهميدم شاعرش چه كسي هست.چند روزي ميشه اون شاعر را پيدا كردم.من چند ساله اون غزل را نفس ميكشم."اي چشم تو دشتي پر آهوي رميده..."تو خوبي اما اين همه مهدي فرجي نيست...
مهدی : ۱۷ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۸
درود بر شما شاعر خوش قریحه و دوست داشتنی چندی است که با اشعار شما آشنا شده ام که ای کاش این اتفاق خوش زودتر افتاده بود.
معصومه : ۱۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۵۶
با سلام خدمت کسی که اونقدر شعرهاش رو خوندم که احساس میکنم دقیقا میدونم با چه حالتی این شعر گفته شده. آقای فرجی تمام دوستان من از شدت علاقه من به شما و شعرای شما با خبرند. جز خودتون.ولی متاسفانه آدرس وبلاگ یا سایتی که دسترسی به اشعار جدیدتون داشته باشم ندارم.
فرنوش : ۱۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۰
سلام آقای شاعر
شعرت به تلخی و دلنشینی شراب شیرازه. پایدار باشی
سحر : ۷ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۵
سلام
جداً شعراتون جادو میکُنن آدمُ
علي اكبر امامي : ۲۹ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۱
سلام شعر زيبايست ،لذت بردم، پاينده باشي
ایلیا : ۴ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۰۰
سلام. من عاشق شعرهای شمام آقای فرجی. فوق العاده ای
محمدرضا میرزایی- : ۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۰۴
سلام،پیام قبلی ما رو که نمایش ندادی.باشه ولی ما دوستت داریم:ما قصه سکندر و دارا نخوانده ایم از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس
از اینکه میبینم اینقدر عاشقانه پیشرفت می کنی لذت می برم.
لی لی : ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۰:۴۸
بسیار زیبا هستن غزلیاتتون
این غزل بیت آخرش قشنگه استاد واژه ها
خداقوت
soheila : ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۹:۰۴
سلام بر سراینده ی غزل های افسونگر
شعر زیر (که وزن،قافیه و ایده ی آن برگرفته از غزل بالا می باشد )را تقدیم میکنم به
استاد مهدی فرجی
ازطرف تمامی دوستدارانش

قاصدک مژده بده شیخ اجل آمده است
دست پر با (چمدان)های غزل آمده است

عاشقان دو سه روزه به تماشا آیید
مرد دلباخته از روز ازل آمده است

پاندورا حل شده در شاهرگ خودکارش
مهدی از هاله ی زیبای زحل آمده است

شاعران صبح زمستان صله ای از طرف
خالق عشق و جنون عزوجل آمده است

قاصدک وقت پگاه نهم بهمن ماه
عشق را مژده بده روز غزل آمده است


*پاندورا:یکی از قمرهای زحل-نخستین زن در میان اساطیر یونان باستان


متذکر : ۱۴ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۵۱
شعر زیبایی بود اما کوتاه بود به نظر نیاز به ابیاتی بیشتر داشت تا پیش زمینه بیت آخر باشد ،بیت آخر زیبا ضربه میزند اما جادوی شعر را پیدا نمیکنم در شعر.
در هر حال احساس و زبان بیان اشعارتان بسیار زیباست
فرج اله : ۱۱ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۳۴
سلام .به نظرمن سعدی اگر غزل هم نمی گفت شیخ اجل بود. باید رو به کمال نسبی شیخ اجل رفت نه سخن پردازی او . ممنون . انشاءالله روزی بتوانی سعدی روزگار خودباشی
ارسال دیدگاه