رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم...

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم
تا اَخم کردم مطمئن شد دوستش دارم

واکرد درهای قفس را گفت: مختاری!
ترجیح دادم دست روی دست بگذارم

بیزارم از وقتی که آزادم کند، ای وای!
_روزی که خوشحالش نخواهد کرد آزارم_

این پا و آن پا کرد گفتم دوستم دارد
اما نگو سر در نمی آورده از کارم!

از یال و کوپالم خجالت می کشم اما
بازیچه ی آهو شدن را دوست می دارم

با خود نشستم مو به مو یادآوری کردم
از خواب های روز در شب های بیدارم

من چای می خوردم به نوبت شعر می خواندند
تا صبح، عکس سایه و سعدی به دیوارم


مهدی فرجی
قرار نشد / انتشارات فصل پنجم
بازدیدها : 11357
امیر : ۲۸ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۱۰
بسیار عالی
ali seddigh : ۲۸ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۴۶
شما فوق العاده زيبا مينويسيد با احساس √
آيناز : ۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۲۹
بسيار زيباست مث هميشه فوق العاده
فرهاد : ۱۷ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۴۳
با سلام خدمت شما استاد ارجمند ...خیلی قبولتون دارم بنده خودم هم شاعر هستم . کمتر دیده ام مانند شما اشعار شما جوششی و از درون مایه وجودتان است و راز تاثیر گزاری آن دراین است مانند تمام بزرگان شعر که نه تصویر گرخیال آدمیانی.پایدار باشی عزیز...قریبی گمنام...
علی ثریا : ۱۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۱:۴۶
♡♡♡
dokhtare bahar : ۲۳ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۰:۰۷
fogholadeee bod mesle hamishe
حانیه : ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۱۵
شما بازی با کلمات رو خیلی خوب انجام میدین.من واقعا لذت میبرم
مجید فرهمندی : ۲۳ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۱۹
جناب فرجی
از دیروز و با جمله ای از یک دوست که نوشت : " مهدی فرجی اعجاز می کنه " پیگیر کارهایتان شدم و ناراحتم که چرا اینقدر دیر شما را پیدا کرده ام .
و خوشحالم که از الان وقت دارم تا با شما باشم
با غزلهای نابتان
شادباشید
زهرا فرجی : ۲۴ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۰۴:۳۴
عالی بود سپاس
سیسیل : ۱ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۱۵
بازیچه ی آهو شدن را دوست می دارم
محمدرضا موسوی : ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۴۳
عالی من عاشق شما هستم
مهدی بختیاری : ۱۲ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۲۵
جناب فرجی سلام.هیچوقت ادعا نکردم شاعرم هیچوقت.ولی محیط اطرافم دست به یکی کرده اند برای ویرانیم..خواهش میکنم شما کمکم کنید.خواهش میکنم.منتظر ایمیلتان هستم.یک بیت تقدیم می کنم:
تا شصتم از دنیای بیرحمت خبر شد/حسم درون شعر مفقودالاثر شد...
دخترکی ناآشنا : ۱۳ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۰۶:۴۶
عالی بود...
تاراز : ۲ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۳۳
سلام واقعا محشره
همهء شعرهاتون زیباست مرررسییی
حمید : ۳۰ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۰۱
واقعا زیبا بود
احسنت
حامی : ۸ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۰۳
سلام استاد
خیلی قشنگه... خیلی
فقط من متوجه نشدم میگه یال و کوپال... بعد حرف از قفس ه!
میشه توضیح بدید روند شعر رو
ارغوان : ۱۶ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۰:۳۶
چه خوبی تو
جشمات با آدم حرف میزنه
سامان طاهریان : ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۰:۳۷
اینقدر فوق العاده و زیباست که مشابه اون رو هیچ جا نخوندم موفق و پایدار باشید
کاوه احمدزاده : ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۴:۱۷
درود
خسته نباشید به شما
نسبت به باقی سروده هایتان سروده ای بسیار ساده و کلیشه ای بود.
زهرامرادقلی : ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۵:۵۶
سلام‌بنده‌ازشعرهای‌‌‌بسیارلذت
میبرم
سعید : ۵ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۱۲
استاد فرجی عزیز. یکی از دعاهای من سلامتی و پایداری شماست. بی نظیرید❤❤❤❤❤❤
ارسال دیدگاه