گلوی گازها را باز بگذار

یک شب بیاور شمع و روشن کن اتاقم را

شب های بی انگیزه ی بی اتّفاقم را

یک شب بیا با هر چه گرما در بغل داری

از یک جنون آتش مهیا کن اجاقم را

تو بادی و من برگ؛سرگردانی خوبی ست

اما اگر جدی بگیری اشتیاقم را

اصلا بیا با اتّفاقی تازه روشن کن

شب های بعد از رفتنت بی اتّفاقم را

اصلا گلوی گازها را باز بگذار و

با آتش سیگار روشن کن اتاقم را...


مهدی فرجی
زیر چتر تو باران می آید / انتشارات شانی
بازدیدها : 4672
سیدعلیرضارئیسی : ۳ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۳۱
درود به شما سرور بزرگوار و فرهیخته ام جناب آقای فرجی سایت خوب و پر محتوائی دارید درود به شما
ارادتمند شما رئیسی گرگانی
از وبلاگ کشکول رئیسی-مصدرالاراجیف
arash : ۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۱۲
سلام. بیت یکی به آخر بد جوری توی ذوق می زند. ولی بیت آخر کار را نجات می دهد.
مریم : ۲۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۵۲
زیرچترتوباران می آید...
neda rajabi : ۱۴ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۰۶
بسیار زیبا بود
تکاور : ۳۰ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۵۵
سلام
آقای فرجی عزیز قافیه بیت دوم "اجاق "است،توی لاین هم فرمودین اشتباه تایپی است
ارسال دیدگاه