به بوسه‌یی عطشم را بکش

ﺑﻪ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏِ ﺗﻨﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺳﻔﺮ ﻧﮑﻨﻢ
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺁﻣﺪﮔﯽﻫﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﮔﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﯿﺮﻫﻦِ ﺗﻨﮓ، ﻭﻋﺪﻩﯼ ﺟﻨﮓ ﺍﺳﺖ
ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻨﮓ ﺗﻮ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪﺍﻡ ﺧﻄﺮ ﻧﮑﻨﻢ؟

ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪﯾﯽ ﻋﻄﺸﻢ ﺭﺍ ﺑﮑُﺶ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ
ﻣﺮﺍ ﻣﺠﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﻟﺐ ﺑﻪ ﺁﺏ، ﺗﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﻣﺮﺍ ﺑﺮﯾﺰ ﺑﻪ ﭘﯿﻤﺎﻧﻪ، ﻋﻬﺪ ﻣﯽﺑﻨﺪﻡ
ﮐﻪ ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ، ﻧﻨﻮﺷﯿﺪﻩﺍﯼ ﺍﺛﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﺍﮔﺮ ﻧﺴﯿﻢ ﺷﻮﻡ ﻧﺮﻡ ﻧﺮﻡ ﻣﯽﺁﯾﻢ
ﭼﻨﺎﻥﮐﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﺧﺒﺮ ﻧﮑﻨﻢ

ﺗﻮ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺧﯿﺮ ﺑﮕﻮ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﺏ، ﻣﯽﻣﯿﺮﻡ
ﺷﺒﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺍﮔﺮ ﺳﺤﺮ ﻧﮑﻨﻢ


مهدی فرجی
قرار نشد/ انتشارات فصل پنجم
بازدیدها : 6418
ژاله رسولی : ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۲
بیست بیست
روح الله دارا : ۱۷ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۱۵
بار دیگر درود،و البته با حال و هوای دیگری صریح و بى پرده تر سروده اید.پیروز باشید.
مهدی فرجی "ثانی" : ۳۰ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۹
بسیار عالی و شاهکار
سیمین : ۴ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۳۰
اگر نسیم شوم نرم نرم می آیم/ چنانکه پنجره و پرده را خبر نکنم
امين : ۲۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۲۰
درود بر شما! لذت بردم از خوندن اشعار زيباتون
آرزوي بهروزي دارم جناب فرجي
مهدی عرب نژاد : ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۲۹
سلام

واقعاّ اشعار بسیار زیبائی است . ممنونم از زهرای عزیزم که مطالععه ی اشعار شما رو به من توصیه کرد.
لی لی : ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۰:۴۹
عاااااااااااااااالی
امان از عاشقی من
کاش بشه
ارسال دیدگاه