قهوه خانه (1)

این مست های بی سر وپا را جواب کن

امشب شب من است ،مرا انتخاب کن

مهمان من تمامی اینها و...پای من

قلیان وچای مشتریان را حساب کن

تمثال شاعرانهءدرویش را بکن

عکس مرا به سینهءدیوار قاب کن

هی!قهوه چی!ستاره به قلیان من بریز

جای ذغال،روشنش از آفتاب کن

انگورهای تازهءعشقی که داشتم

در خمره های کهنه بخوابان،شراب کن

از خون آهوان بده ظرفی که تشنه ام

ماهیچهءفرشته برایم کباب کن

از نشئه خلسه ای بده از سُکر،جرعه ای

افیون ومی بیار،بساز وخراب کن

دستم تهی است هرچه برایم گذاشتی

باخنده های مشتریانت حساب کن...


مهدی فرجی
میخانه ی بی خواب
بازدیدها : 4716
ذکیه نوروزی : ۲۲ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۰۳
موفق باشید...خیلی خوب بود!
nazir : ۲۰ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۷
تمثال شاعرانهءدرویش را بکن
عکس مرا به سینهءدیوار قاب کن
واقعا لطيف و زيباست . خسته نباشيد ...
علي صداقت : ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۲۶
مهدي نگاه شاعرانه تو چيز ديگريست
اما بيا و قصه ي ما را كتاب كن
درمانده بر سياهي شب تشنه ي توام
خواهي بپرس حال مرا يا جواب كن
تو ميروي ميان جمع و رها ميكني غمت
من تا سحر التماسم : اي قرص خواب كن!
فرقست ميان اتش و اب اينكه بديهي است
خود از ميان اين دو مرا انتخاب كن!!!!
zeinab sedaghat manesh : ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۳۲
Mamnoon
ارسال دیدگاه